منهاج سراج
242
طبقات ناصرى ( تاريخ كامل ايران واسلام ) ( فارسى )
و خمسمائه بگرفت و بند كرد و به عاقبتش بگذاشت ، و ولايت هندوستان تمام او را داد ( او ) بار ديگر عاصى شد ، و قلعهء ناگور در ولايت سوالك [ ( 1 ) ] به حد بيره [ ( 2 ) ] بنا كرد ، و او را فرزندان و اتباع بسيار بودند . بهرامشاه بر عزيمت قلعهء او به هندوستان آمد ، و محمد باهليم بحدود ملتان پيش رفت ، و با بهرام شاه مصاف كرد حق تعالى كفران نعمت بوى رسانيد ، محمد باهليم باده [ ( 3 ) ] پسر و اسپ و سلاح در روز جنگ در زمين برينى [ ( 4 ) ] فرو رفت چنانچه بيش از وى نشان نماند . بهرام شاه بغزنين باز آمد ، او را با ملوك غور قتال و مصاف افتاد ، پسرش دولتشاه كشته شد و دران يك سفر سه كرت از پيش سلطان علاء الدين ( غورى ) منهزم گشت ، و غزنين بدست غوريان افتاد و جمله را بسوختند و خراب كردند ( و ) بهرامشاه بهندوستان رفت ، چون لشكر غوريان بازگشت ، به غزنين باز آمد و فوت شد ، و مدت ملك او چهل و يك سال بود [ و اللّه اعلم ] [ ( 5 ) ] . سلطان يمين الدولة ( و الدين ) [ ( 6 ) ] خسرو شاه در اثنين و خمسين و خمسمائه
--> [ ( 1 ) ] اصل : موالك . [ ( 2 ) ] در بعضى نسخ راورتى : سبره [ ( 3 ) ] مط : دو پسر ، فرشته : ده پسر . دو سطر پيش مولف گويد : كه فرزندان بسيار داشت بنابر اين ده اقرب بصوابست [ ( 4 ) ] اين كلمه در اصل برى [ ؟ ] است . در مط : برنى و در حاشيه آن بربنى ، نوزنى ، نورينى به حواله نسخ خطى آمده . راورتى در حاشيه ترجمه گويد : زمين برينى و بورينى هم در نسخ خطى آمده ، و بورين بمعنى خندق و مردابست . در فرهنگ نوبهار برين بر وزن داير بمعنى سوراخ آمده ، فرشته گويد ( ص 50 ) بر زمين جمجمه افتاده چنان فرو رفت ، كه اثرى از راكب و مركوب پيدا نشد . جمجمه در اين جا گوداليست كه در شورهزار باشد ( غياث ) . [ ( 5 ) ] اسامى اولاد بهرامشاه در اصل نيست . در حاشيه مط نوشتهاند كه اين نامها در سه نسخه باندك تغيير وارد است : معز الدوله بهرام شاه داراى نه پسر بود : خسرو شاه ، منصور شاه ، فرخ شاه ، زاولشاه ، دولت شاه شهنشاه ، مسعود شاه ، محمد شاه ، على شاه ، در ترجمه راورتى چنين است : جلال الدوله دولت شاه ( كه در جنگ غوريان كشته شد ) علاء الدوله داود شاه ، ( در يك نسخه زاولشاه ) ، بهاء الدوله سلطان شاه فخر الدوله على شاه ، عز الدوله محمد شاه ، سماء الدوله مسعود شاه ، شهاب الدوله منصور شاه معين الدوله شهنشاه ، معز الدوله خسرو شاه ، سيد الدوله فرخشاه . [ ( 6 ) ] در مطبوع در اين جا اين عبارتست : بروايتى تاج الدوله والدين . در ترجمه راورتى چنين است : سلطان معين الدوله و الدين . و بروايتى : تاج الدوله و در حاشيه گويد : كه در بعضى نسخ يمين الدوله هم نوشته است .